خرید بک لینک
وقتی بچه بودم خیلی دوست داشتم معلم شوم کار هر روزم این بود که عروسک هایم را دور اتاق میگذاشتم وبه انها درس می دادم خیلی حس خوبی بود یا مثلا به پدر بزرگم درس می دادم املا میگفتم وخیلی ازکارهایی که داخل کلاس معلم با دانش اموزانش انجام می داد من انجام می دادم روزی پدرم از من پرسید چرا دوست داری معلم بشی ؟گفتم چون معلم ها وقتی زنگ تفریح می خوره به دفتر میرن وچای میخورن

برچسب: نویسنده: کوروش صادقی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 19:42

صفحه بندی