خرید بک لینک
.......... Profile. Archive. Links. Posts. Designer پیراهن..... دوست داشتن بعضی از ادم ها مثل اشتباه بستن دکمه های پیراهن است تا به اخرش نرسی نمیفهمی که از همان اول اشتباه کرده ای ........... Tags : پیراهن پنجشنبه هفدهم آبان ۱۳۹۷ | 20:44 | زهرا | My Friends گفت وگوی دوستانه دست نوشت های یک دختر بهمنی دخملونه خاص$فقط$خداست ღخاطرات ریحونღ رفیق نامرد Archive تیر ۱۳۹۸ دی ۱۳۹۷ آبان ۱۳۹۷ آبان ۱۳۹۶ مهر ۱۳۹۶ شهریور ۱۳۹۶ مرداد ۱۳۹۶ Code Designed by :Black Theme ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش صادقی تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت: 19:35

.......... Profile. Archive. Links. Posts. Designer تفاوت .......... بی تفاوت نیستم فقط دیگر کسی برایم متفاوت نیست....... شنبه پانزدهم دی ۱۳۹۷ | 0:16 | زهرا | My Friends گفت وگوی دوستانه دست نوشت های یک دختر بهمنی دخملونه خاص$فقط$خداست ღخاطرات ریحونღ رفیق نامرد Archive تیر ۱۳۹۸ دی ۱۳۹۷ آبان ۱۳۹۷ آبان ۱۳۹۶ مهر ۱۳۹۶ شهریور ۱۳۹۶ مرداد ۱۳۹۶ Code Designed by :Black Theme ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش صادقی تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت: 19:35

.......... Profile. Archive. Links. Posts. Designer تولد... تولدم مبارک......1398.4.25 سه شنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۸ | 1:11 | زهرا | My Friends گفت وگوی دوستانه دست نوشت های یک دختر بهمنی دخملونه خاص$فقط$خداست ღخاطرات ریحونღ رفیق نامرد Archive تیر ۱۳۹۸ دی ۱۳۹۷ آبان ۱۳۹۷ آبان ۱۳۹۶ مهر ۱۳۹۶ شهریور ۱۳۹۶ مرداد ۱۳۹۶ Code Designed by :Black Theme ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش صادقی تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت: 19:35

سال 1400 خیلی چیزها نسبت به قبل تغییر کرده در واقع همه چیز... :)

برچسب: نویسنده: کوروش صادقی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 15:59

بی تفاوت نیستم فقط دیگر کسی برایم

متفاوت نیست.......

برچسب: نویسنده: کوروش صادقی تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 19:41

تولد... تولدم مبارک...... 1398.4.25ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش صادقی تاريخ: شنبه 3 اسفند 1398 ساعت: 19:41

زندگی, یک بوم نقاشی است

که در ان از پاک کن

خبری نیست.......

برچسب: نویسنده: کوروش صادقی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 0:48

دوست داشتن بعضی از ادم ها

مثل اشتباه بستن دکمه های

پیراهن, است تا به اخرش نرسی

نمیفهمی که از همان اول

اشتباه کرده ای ...........

برچسب: نویسنده: کوروش صادقی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 0:48

ماشینت که جوش می آورد؛
حرکت نمی کنی...
کنار زده و می ایستی !
و گرنه ممکن است ماشین آتش بگیرد!
خودت هم همینطوری...
وقتی جوش می آوری ، عصبانی می شوی؛ تخته گاز نرو !
بزن کنار! ساکت باش و هیچ نگو...
وگرنه هم به خودت آسیب میزنی هم به اطرافیان...

برچسب: نویسنده: کوروش صادقی تاريخ: جمعه 10 آذر 1396 ساعت: 15:06

در نهان به آنان دل می بندیم که دوستما&ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کوروش صادقی تاريخ: دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت: 2:37

همه حرف دلم با تو همین است که دوست...

چه کنم؟... حرف دلم را بزنم یا نزنم؟...

گفته بودم که به دریا نزنم دل اما

کــــو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم؟...

"قیصر امین پور"

برچسب: نویسنده: کوروش صادقی تاريخ: سه شنبه 25 مهر 1396 ساعت: 2:28

وقتی بیست روزه بودم مامانم بیرون رفت و من بیست روزه با مامان بزرگم توی خونه تنها شدیم مامان بزرگم توی خونه کاری نداشت ناخن گیر را برداشت تا ناخن های من را بگیره عینکش را میزنه وقتی اولین ناخن را گرفت گریه کردم همین جور گریه می کردم تا به ناخن چهارم رسید خدارو شکرهمون موقع مامانم از بیرون میاد ومیبینه که از چهار انگشت من فقط خون میاد همون موقع مامان بزرگم متوجه میشه که به جای ناخن پوست سر انگشتام رو میگرفته .

برچسب: مامان,بزرگ, نویسنده: کوروش صادقی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 10:48

Image result for جملات پند اموز به همراه تصویر

برچسب: نویسنده: کوروش صادقی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 10:48

وقتی کلاس سوم بودم موقع نماز خوندن دوست داشتم وقتی به رکوع میرفتم چادری که سرم بود به کمرم بچسبه خیلی دوست داشتم این اتفاق بیافته اما موقع نماز خوندن نمی تونستم برگردم وبه کمرم نگاه کنم به خاطر همین بعد از تموم شدن نمازجلوی اینه می رفتم وبه رکوع میرفتم وهی به کمرم نگاه میکردم وکلی ذوق می کردم

حالا که فکر میکنم با خودم میگم با چه چیزایی ذوق می کردم

برچسب: نویسنده: کوروش صادقی تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 23:09

وقتی بچه بودم خیلی دوست داشتم معلم شوم کار هر روزم این بود که عروسک هایم را دور اتاق میگذاشتم وبه انها درس می دادم خیلی حس خوبی بود یا مثلا به پدر بزرگم درس می دادم املا میگفتم وخیلی ازکارهایی که داخل کلاس معلم با دانش اموزانش انجام می داد من انجام می دادم روزی پدرم از من پرسید چرا دوست داری معلم بشی ؟گفتم چون معلم ها وقتی زنگ تفریح می خوره به دفتر میرن وچای میخورن

برچسب: نویسنده: کوروش صادقی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 19:42

صفحه بندی